خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





من منهای نقشه برداری و GIS

    دوستان سلام. پس از این غیبت چند ماهه بروز رسانی وبلاگ را با شعر هایی از سعدی شروع می کنم.

    ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی

    حیف باشد مه من کاین همه از مهر جدایی

    گفته بودم جگرم جگرم خون نکنی باز کجایی ؟

    من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی

    عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی



    مدعی طعنه زند در غم عشق تو زیدم

    وین نداند که من از بهر غم عشق تو زادم

    نغمه ی بلبل شیراز نرفته است ز یادم

    دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم

    باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی


    تیر را قوت پرهیز نباشد ز نشانه

    مرغ مسکین چه کند گر نرود در پی دانه

    پای عاشق نتوان بست به افسون و فسانه

    ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه

    ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی ؟



    تا فکندم به سر کوی وفا رخت اقامت

    عمر بی دوست ندامت شد و با دوست غرامت

    سر و جان و زر و جا هم همه گو : رو به سلامت

    عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت

    همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی



    درد بیمار نپرسند به شهر تو طبیبان

    کس در این شهر نداند سر تیمار غریبان

    نتوان گفت غم از بیم رغیبان به حبیبان

    حلقه بر در نتوانم زدن از بیم رقیبان

    این توانم که بیایم سر کویت به گدایی

    هر شب هجر بر آنم که اگر وصل بجویم



    همه چون نی به فغان آیم و چون چنگ بمویم

    لیک مدهوش شوم چون سر زلف تو ببویم

    گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

    چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی


    این مطلب تا کنون 11 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : گفته بودم ,
    من منهای نقشه برداری و GIS

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده